قهرمان ميرزا عين السلطنه
1087
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خيلى خرابى كرد . اغلب اطاقها چكه كردند . انشاء الله من آسوده خواهم بود . اولين عيد پس از قتل شاه جمعه 14 شهر جمادى الثانيه - برحسب دعوت صبح را در ركاب حضرت و الا به دار النظاره رفتيم . عيد تولد اولى است كه براى شاه گرفته مىشود . خداوند طول عمر به اعليحضرت كرامت فرمايد كه سالهاى بيشمار عيد بگيرند . در اطاق اول آقاى عماد السلطنه ، تاج الدين ميرزا و شريكه بودند . من هم آنجا نشستم . شاهزادگان آمدند . هيئت سفرا كه همهساله بعد از ناهار و قبل از سلام عام به حضور مشرف مىشدند امسال قبل از ناهار مقرر شده شرفياب شدند . در ساعت شش و نيم از دسته گذشته اجماعا به باغ رفتيم . در ميانه محمد ميرزا لباس رسمى سفيد و قرمز پوشيده بود . همه تعجب مىكردند ، چه براى صرف ناهار و نشستن در اطاق نظارتخانه لباس رسمى مقرر نيست . اسباب خنده بود . خصوصا وقتى كه جلوى سالار الدوله و سايرين افتاده بود و مردم را جلو و عقب مىكرد مثل آردلباشى . همهكس از پشتسر خنده و مضحكه مىكرد كارهاى اميرزاده را ، همان كه من گفتم در ميانه تاى بىهمتا بود . ديگرى گفت صفت خوبى براى شاهزاده پيدا كرديد ، امروز الوهيتشان غلبه دارد . هركس رسيد مضمون و كنايه به شاهزاده گفت . تملقات امير نويان نزديك شمس العماره ايستاديم شاه آمد . سردارى مشكى مرواريددوز پوشيده بود . همان سردارى كه شاه شهيد با دقت تمام براى قرن تمام كرده بود و يك دفعه كه همان روز پنجشنبه 16 ذيقعده باشد پوشيدند كه روز جمعه آن واقعه دست داد . اين سردارى داراى مرواريدهاى ممتاز قديمه است ، از مثقالى دو هزار تومان مرواريد در اين سردارى هست تا سيصد تومان . خيلى اعلى و ممتاز است . اظهار التفاتى فرموده امير نويان جلوى پلهء عمارت ايستاده بود . از دور بناى قربان صدقه گذاشت ، ما شاء الله گويان به شاه نزديك شده گفت خداوند جان تمام ماها را فداى وجود مبارك كند . انشاء الله ما در زير سايهء مبارك بميريم . شاه فرمودند من سلامتى طايفه و ايل خودم را بيشتر از سلامتى خودم طالبم . خداوند به تمام آنها عمر و عزت بدهد كه اسباب راحتى من است . خداوند جان ما را فداى وجود مبارك كند . اقلا پنجاه سال [ جشن ] مولود خود را گرفته كامران باشيد . ديشب همهء مردم خوشحال و مسرور بودند . نجارى جلوى خانه من هست چراغان مفصلى كرده بود . گفتم تو كه فقير و بىچيز هستى از كجا اين تهيه را كردى . گفت